ب‍‌ع‍‌ض‍‌ی‍ از چ‍‌ی‍‌‍‌زه‍‌ا را، ف‍‌ق‍‌ط بای‍‌د دک‍‌ل‍‌م‍‌ه‍ ک‍‌رد...

ب‍‌ع‍‌ض‍‌ی‍  از چ‍‌ی‍‌‍‌زه‍‌ا را، ف‍‌ق‍‌ط بای‍‌د دک‍‌ل‍‌م‍‌ه‍ ک‍‌رد...

خدایا
ممنون از این سالهایی که بر من زندگی بخشیدی
تا خودم را به خودت ثابت کنم
با این که از اولش هم میدانستی
همین دکلمه
ناسپاسی را سرایش می کند.
می دانی
درکش برایم سنگین است
که چگونه من و تو، ما می شویم؟!!
که این بهترینِ برکت است.
و تو
همچنان که همچنان
منتظر بازگشت من به سوی ما!
و من
بی خیالِ بی خیال...!
انگار نه انگار
از کجا آمده ام
آمدنم بهرِ چه بود...
____________ ____________
وبلاگ می‌نویسم قربة إلی الله... ان شاءالله
____________ ____________


فهرست موضوعی
محبوب ترین ها
پربحث‌ترین ها
آخرین خاطرات
  • ۲۱ تیر ۹۵، ۰۱:۰۹ - وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
    :\ بدون شرح

۷۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ادبیات» ثبت شده است

هرچه دیگران گفتند باورم نشد

امروز دوباره رفتم خودم را در آیینه دیدم،

مات شده بودم،

واقعا این خودم هستم؟؟؟

.

۷ دیدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۳ ، ۲۳:۱۱
دکـ لـ مـ هـ

می‎خواهم نمایشی از جامِ تو باشم

تا جهانی را به کام جانِ جانان بکشانی...

.

تو، باید بلند پروازی کنی

باید

اصلا خودم را ضمینِ تو می‎کنم...

.

۶ دیدگاه موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۵ تیر ۹۳ ، ۱۴:۵۰
دکـ لـ مـ هـ

 تو پرواز در اورست را به من آموختی

که این چنین هیمالیا را به دورِ خود می‎چرخانم

.

و لازمه‌ی اینگونه چرخشی

ملزومش

آموختنِ پرواز در ارتفاعاتِ دلی‎ست

که ایمانش، هوای چنگ هر عقابی را به خود ندیده‎است...

.

۷ دیدگاه موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ تیر ۹۳ ، ۱۳:۰۱
دکـ لـ مـ هـ

.

 زندگیِ من 

 مثلِ اوجِ خاطراه‎هایی‎ست

 که در خاطرِ هیچ کسیِ دیگری نمی‎گنجد

 جز

 منِ دیگرِ من...

.

۸ دیدگاه موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۷ خرداد ۹۳ ، ۱۳:۰۸
دکـ لـ مـ هـ

.

 زندگی با تو عجیب شیرین‎ست

 که به فرهادِ تو دادم شکنش

.

 یک نظر بس که نظر تنگ کنی

 ای زلیخا، برسان پیرُهنش

.

۱۰ دیدگاه موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۱:۵۵
دکـ لـ مـ هـ
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۹ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۴:۳۲

 منِ عجیب با این تفکرِ عجیب دراین دنیای عجیب

 عجیـب،   عجیب بودنم را به رُخِ عجایبِ این سرزمینِ عجیب می‎کشاند...

.

  عجیب هم نیست

  که اینگونه عجیب بودنم ...برایت اینقـــــدر عجیب باشد...

۱۱ دیدگاه موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۹:۳۲
دکـ لـ مـ هـ

نامِ تو را که بر دهان جاری می‎کنم،

لب‎هایم مغرور می‎شوند

گونه‎هایم، گل می‎اندازند

و به آسمان کمانه می‎کشند...

یک رنگین کمان به تک رنگیِ تو...

.

۲۱ دیدگاه موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۱:۴۸
دکـ لـ مـ هـ

دیگر کار آنقدر بالا کشیده که دلت به حالِ دلم

می‎سوزد! باشد... اما لازم نکرده‎است.

من خودم درگیرم. درگیرِ درگیر.

در گیر و دارهای مسیری که تو پیشِ رویم گذاشته‎ای!

.

۰۹ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۰:۳۷
دکـ لـ مـ هـ

 .

 مرا می‎زنی

 آری، عجب زدنی!

.

 کوزه‎هایم را می‎شکنی

 احسنت، چه شکستنی!

.

۱۰ دیدگاه موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۹ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۰:۳۶
دکـ لـ مـ هـ

.

 به چه می‎خندی تو؟

 سنگِ خود را، من به سینه نزنم!

 پس زِ چه دلگیرم؟!

 نه من آن بالایم

.

۱۰ دیدگاه موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۰:۵۴
دکـ لـ مـ هـ

 جاده‎ای را دیدم

 آن سرش ناپیدا !

 که داغ را بر دلِ آنهایی می‎گذارد

 که با وجودِ این مسیر

 هنوز هم اندر خمِ یک کوچه‎اند

 و نمی‎دانند که عشق هم

.

۱۱ دیدگاه موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۲:۰۹
دکـ لـ مـ هـ