ب‍‌ع‍‌ض‍‌ی‍ از چ‍‌ی‍‌‍‌زه‍‌ا را، ف‍‌ق‍‌ط بای‍‌د دک‍‌ل‍‌م‍‌ه‍ ک‍‌رد...

ب‍‌ع‍‌ض‍‌ی‍  از چ‍‌ی‍‌‍‌زه‍‌ا را، ف‍‌ق‍‌ط بای‍‌د دک‍‌ل‍‌م‍‌ه‍ ک‍‌رد...

خدایا
ممنون از این سالهایی که بر من زندگی بخشیدی
تا خودم را به خودت ثابت کنم
با این که از اولش هم میدانستی
همین دکلمه
ناسپاسی را سرایش می کند.
می دانی
درکش برایم سنگین است
که چگونه من و تو، ما می شویم؟!!
که این بهترینِ برکت است.
و تو
همچنان که همچنان
منتظر بازگشت من به سوی ما!
و من
بی خیالِ بی خیال...!
انگار نه انگار
از کجا آمده ام
آمدنم بهرِ چه بود...
____________ ____________
وبلاگ می‌نویسم قربة إلی الله... ان شاءالله
____________ ____________


فهرست موضوعی
محبوب ترین ها
پربحث‌ترین ها
آخرین خاطرات
  • ۲۱ تیر ۹۵، ۰۱:۰۹ - وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
    :\ بدون شرح

ارتعاشاتِ بنی‌اسرائیلی

دوشنبه, ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۹:۰۶ ب.ظ

گاهی، بعضی از چیزها آنقدر واضح است که هرچقدر هم بخواهیم لباسِ شرعی بپوشانیمش یا توجیه‌اش کنیم، باز هم قابلِ هضم نخواهد بود! سرآخر اگر کلاهمان را قاضی کنیم، متوجه می‎شویم که این لباسِ شرعی، یک کلاهِ شرعی‎ بود بر سرِ خودمان!

حالا هرچقدر هم به رشوه بگوییم شیرینی! مگر شیرین می‎شود؟؟؟؟!!! هرچقدر بگوییم دروغِ مصلحتی! مگر توجیه می‎شود؟؟؟؟!!!

البته اصلِ این مدعا بر می‎گردد به وجدانِ آدمی. کسی نمی‎تواند خودش را راضی به انجامِ گناهی کند، مگر اینکه از درون خود را توجیه کند که این کار گناه نیست، ولو اینکه این توجیه قابلِ قبول هم نباشد، کفایت می‎کند.

.

از مقدمه کمی جلوتر می‎رویم.

مغزِ انسان با همه‎ی پیچیدگی‎ها و ساختارِ عجیب و ظریف، که همواره منظم عمل می‎کند، یک سری اصول و قواعد دارد که این خود یک سری اصول و قواعد عقلی را به دنبال می‎آورد. منظور چیست؟ خب اگر این اصول و قواعد عقلی نبودند، نمی‎شد برای احکامِ عقلی، اعتباری قائل شد! یحتمل علم هم درآن صورت اعتبارِ خودش را از دست می‎داد! همان علمی که می‎گوید مغزِ بشر که از میلیارد‎ها نورون و سلول و دونیم‎کره‌ی راست و چپ و مخ و مخچه و پیاز که کلا اندرونِ قشر خاکستری و سفیدش جای گرفته‎اند، طبقِ اصول و قواعدی عمل می‎کند.

این ضمایرِ اندرونیِ مغز هم جزئی از این قواعد هستند. خودآگاه - نیمه خودآگاه و ناخودآگاه.

مابقی به کنار. این ناخودآگاه چه می‎گوید این وسط؟ می‎گوید اگر دستِ شما با یک جسمِ داغ برخوردکرد، بدونِ اینکه خودتان بخواهید، سیستمِ عصبیِ مرکزی این دستور را به نخاع می‎دهد که فورا دستتان را بکشد. و این مانند فعالیتِ ماهیچه‎ی قلب، در اختیارِ شما نیست.

.

شنیده‎اید که شاعری به نامِ باباطاهرِ عریانِ قرنِ پنجمی، شعری اینچنین سرود:

ز دستِ دیده و دل هردو فریاد        که هرچه دیده بیند دل کند یاد

نازِ شستش... شعرِ زیباییست!

بگذریم.

حاج‎آقای قرائتی می‎گفت اگر مردی را در شرایط مهیجی قرار دهیم و تحریک نشود، یحتمل به مردانگیِ او باید شک کرد!

مانندِ همان‎هایی که می‎گویند، با فلان دختر فلان ارتباط را دارم... اما به خود اعتماد دارم! اصلا تحریک نمی‎شوم!!! که این اعتماد، اعتماد به سقفی بیش نیست. چرا که همین تحریک، دستِ جنابِ ضمیرِناخودآگاه می‎باشد. و اصولش حکم می‎کند که تحریک شود.

.

نگاه را جالب‎تر می‎کنیم. این روایت از پیامبراکرم(ص)؛

"از گفتگو و اختلاط با زنان بپرهیز. به راستی هیچ مردی با زن نامحرمی در خلوت سخن نمی‎گوید مگر اینکه در دل او نسبت به وی رغبت پیدا می کند" *

شمارا یادِ کدام ویژگی مغز می‎اندازد؟

این روایت از مولا علی(ع) چطور؟

"اختلاط و گفتگو مردان با زنان نامحرم سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شد،و دلها را منحرف می‌سازد" *

یک سری از چیزها، اگر چه ظاهرش تغییر می‎کند، اما در باطن همان است که بود. در رابطه با شخصِ نامحرم هم همینگونه است. این فضای مجازی چه چیزی را تغییر داده؟ که این‎گونه دختران و پسران، بی‎پرده و خودمانی باهم رابطه برقرار می‎کنند. اینکه می‎گویم رابطه، حتما نباید تماسِ بدنی‌ای، چیزی برقرار شود، نه! و اینکه می‎گویم دختران و پسران، منظور آنهایی نیستند که در فضای حقیقی هم با نامحرمان ارتباط دارند. منظور این بچه مذهبی‎هایی هستند که در فضای حقیقی تن به رابطه‎ای نداده‎اند. آن دخترانی که بیرون از خانه پا نمی‎گذراند مگر اینکه حجابشان را رعایت کنند. آن دخترانی که در کوچه و خیابان لبخندشان را نثار نامحرم نمی‎کنند تا مبادا دلِ پسری بلرزد.

منِ پسر و شمای دختر در فضای حقیقی، بانامحرمی صحبت نمی‎کنیم، مگر به ضرورت. می‎دانید که منظور از ضرورت چیست؟!

به طرف می‎گویم چه دلیلی دارد با دخترانِ مردم در اینترنت چت کنی؟ می‎گوید چت نیست. سرِ مسائل اجتماعی جامعه صحبت می‎کنیم! می‎گویم چه مسائلی؟ می‎گوید سرِ بزرگترین معضلاتِ جوانان و مشکلات جامعه. ما صحبتمان سرِ مسائلِ فرهنگی است. یک نوع مباحثه است.

دیگر به این نتیجه رسیدم که مشکلاتِ جامعه فقط باید به دستِ همین‌ها به حل برسد! اصلا حتما باید یک طرفِ قضیه نامحرم باشد! اصلا پسر قحطی است در فضای مجازی!

   اگر توهین نبود، می‎گفتم خر خودتی! و او هم حتما در جواب می‎گفت: ما که حرف‎های عاشقانه نمی‎زنیم! و من یادِ آن حرفِ حاج‎آقا قرائتی می‎افتادم!!!

این‎ها همان توجیح‎هایی است که ارتعاش‎هایش به خیلی‎ها رسیده.

و امان از این ضمیرِ تاخودآگاه که می‎گوید:

این نظر، این کامنت، این متن، فقط یک نوشته نیست! این‎ها آدم نیستند اما اثری هستند که از جانبِ آدمی فرستاده شده است. و زمان که می‎گذرد، دل را بیمار می‎کند. دوست دارد فراتر برود. دلش می‎خواهد صدای آن اثر را بشنود. یک زنگی بزند. می‎خواهد یک تصویری از او ببیند. و بعد می‎خواهد کسی که تصویرش را دیده، خودش را ببیند. در این دیدار یک تماس ایجاد می‎شود، اما نه تماسِ جسمی. کمی پیش‎تر که می‎رود، تماسِ جسمیِ غیرِ جنسی.

این‎ها ذائقه‎ی انسان است. و ما انسانیم.

::::

* مرآت النساء: ص 141

* بحارالانوار، جلد 74، ص 291

+ پُتکی روی سرِ من ( + )

دیدگاه  (۳۳)

و یادمان می رود خدای فضای مجازی و حقیقی یکیست!

باید حواسمان باشد!

از همه مهم تر در فضای مجازی عاشق هم میشوند!!!


پاسخ:
+ و گاهی خودمان را به فراموشی می‎زنیم

+ سکوت میکنم تا به کسی بر نخورد :)
۲۲ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۲:۳۲ چشم چشم دو ابرو
متن جالبی شده ...

حالا یه نقص احساس می‌کردم که گفتم بهت ...

گفتنی ها هم تو متن گفته شده ...

فقط من به عنوان مکمل دعوتتون می‌کنم که آیات بیست و سه تا بیست و هشت سوره قصص رو که یه داستان درمورد حضرت موسی هست بخونید ( که توش میتونید مثال بارز روابط سالم نامحرم نسبت به هم تو قرآن رو ببینید )...

اللهی اهدنا السراط المستقیم ...

خدایا کاش حواسمون بهت باشه ، کل حواسمون ، تو تمام لحظات ...

عید هم بر همه مبارک ...

یا علی مدد ...
پاسخ:
ارتباط سالم رو میشه داشت... اما اون همون ارتباط اگر ضرورت داشته باشه و از روی ناچاری. که این ناچار بودن هم در این آیات به چشم می‎خوره

برهمه مبارک
علی حیدر
سلام
اولا کلاه با لباس فرقی نداره بلکه کلاه جزوی از لباسه
دوما کسی نمیتونه خودش رو گول بزنه گناهی که در حال انجامش هستم یک گناه نیست بلکه اون لحظه خیلی تلاش میکنه که انجام نده اما کار از کار گذشته وفلانی تونسته بهش غلبه پیدا کنه در ضمن اگه توجیه کنه که بعدش نیاز به پشیمانی نداره
سوما فک نکنم موضوعت عوام پسند باشه 
چهارما بیت اولش قشنگنه اما بیت دومش که میگه بسازم خنجری نیشش زفولاد       زنم بر دیده تا دل گردد ازاد موافق نیستم چون برخورد با دل نباید خنجری باشه
پنجم   اقای قراییتی حرفش درست اما من عالمی رو میشناسم که میگفت اگر یک دختر عریان جلوی من باشه من تحریک نمیشم متاسفانه اسمش یادم نمیاد
ششم دغدغه ات خوب وبجاست وتقریبا میشه گفت دغدغه ی خودم هم هست اما به قول گفتنی وقتی یه متنی قراره خونده بشه باید در کنارش انگیزه باشه که من بتونم متنو تا اخر بخونم معمولا این جوئ متنها تا اخر خونده نمیشه
هفتم منبع حدیثت رو نیاوردی
هشتم اینکه ای کاش از ایات قران هم استفاده میکردی 
نهم روز ولادت امیرالمومنین و روز پدر بر شما معلمان اینده مبارک
دهم اقا محمد اهدنا الصراط المستقیم درسته 
یازدهم امیدوارم بهتر از اینها بنویسید
دوازدهم هم      هم 
پاسخ:
سلام
+منظور اصطلاح بود. یه نیگاه بنداز به معنای اصطلاحیه هردوشون. که توی متن بینشون بیشتر بجای تفاوت به رابطشون اشاره شد. لباسِ شرعی یه کلاهیه که سرمون میره... بازم ر.ک
+ توجیه گناه یه چیزه... پذیرش گناه یچی دیگه...! بعدش، شما بهم بگو؛ اونی که درحالِ غیبته و درعینِ حال میگه" جلوشم میگم" توجیه نیس؟! من هم نگفتم باید پشیمون شه!
+ مهم این نیست که عوام پسند باشه... نیاز دیدم
+ اون بیت منظور اینه که باید جای چشمِ سر، چشمِ دل باز باشه... حالا یکم خشن گفته
+من خودم آدمی رو میشناسم که شراب می‎خوره اما مست نمی‎شه! آیا اجازه داره شراب بخوره؟ معلومه که نه! استثنا همیشه وجود داره... درهر صورت شما نیگا کن ببین اصول چیه؟ این موردی که میگی، نشون دهنده یه اختلالِ رفتاری در فرده. منظورِ من آدم سالم بود!
+این‎جور متنا معمولا مخاطبای خاصِ خودشو داره... تاجایی که تونستم، سعی کردم جذاب باشه.
+روایت اول: مرآت النساء: ص 141   / روایت دوم: بحارالانوار، جلد 74، ص 291
+انشالله دفعات بعد
+همچنین
+11111
+انشالله
ممنون
۲۲ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۳:۴۰ چشم چشم دو ابرو
آقا من عذر میخوام ، اشتباه تایپی بود وگرنه اهدنا الصراط المستقیم رو حفظم خداییش ...

:)
پاسخ:
قسم لازم نبود
همه حفظند...
پاسخ:
چی شده؟؟؟
۲۲ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۳:۵۰ چشم چشم دو ابرو
البته این لینک هم ضمیمه میکنم که جناب غریب بدونند سراط هم صحیحه ...

لینک

لینک بعدی

لینک بعدی تر
اونوقت معنی میکنید
۲۲ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۳:۵۴ چشم چشم دو ابرو
اینجا یه وبه و مکان چت نیست جناب غریبه ...

وارد لینک بشید بهتون توضیح میده ...
پاسخ:
برید جلو وبِ خودتون بحث کنید
۲۳ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۰:۰۷ چشم چشم دو ابرو
من آیه قرآن نگفتم که ...

آیه قرآن مگه اولش الهی داره ؟؟؟

من همینجوری با خدا درد دل کردم ...
۲۳ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۰:۲۱ چشم چشم دو ابرو
همون راه روشنی که میگیم خدایا ما رو بهش هدایت کن ...

خدا راه روشنی جز صراط رو انتخاب نمیکنه که ...

هرچند که جدا از اینا گفتم همون اول اشتباه تایپی بود ...


پاسخ:
حرفت درست،
اما بازم میگم؛ سراط جمله رو مبهم میکنه...

وقتی خدا میگه صراط... ما هم باس بگیم صراط
میدونید چرا کسی نمیتونه ایه ای مانند قران بیاره
جواب هایی که دادی کمی تا قسمتی ابری قانع کننده بود ولی قیاس مورد پنجم رو قبول ندارم
اقا محمد سراط شامل معانی زیر میشه خودت مقایسه کن ببین جور در میاد
1-بلعیدن
2-پالوده فروش
3-برنده
۲۳ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۰:۵۱ چشم چشم دو ابرو
پس تو سه تا لینکی که گذاشتم نرفتید غریبه نزدیک ( فامیل دور ) ...
اینجا چه خبره؟!

بازم که بحث های زنجیره ای !

جناب دکلمه عید برشما مبارک و عاقبتتون بخیر
ان شاء الله عیدی خوبی از امیرالمومنین بگیرید. التماس دعا لطفا.
پاسخ:
دکلمه خودش کم بحث راه مینداخت، برا همین گفتم دوستان هم بیان که مباحثات جونی تازه بگیره :))

برهمه شیعیانش مبارک
انشالله... حتما
و خـــــدا خواست تو «ریحــــــــان» باشی...
این پست فقط دل نوشته ایست از جنس لطیف دخترانه
ورود فمینیست ها ممنوع!
دعوتید...[گل]
۲۴ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۳:۱۷ پایگاه خبری تحلیلی گیلان خبر
با سلام و عرض ادب
بروزیم با :
میثم مطیعی در گیلان
پوستر اختصاصی/ مولود کعبه
مستند عمامه های انگلیسی / قسمت اول
کلیپ/ ریشه ها

منتظر حضور گرم شما هستیم
گیلان خبر
G I L A N KH A B A R . C O M

پاسخ:
سلام
۲۴ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۴:۴۶ بانوی اردیبهشت
دوستان صحبت هایی کردند، که دلم نیومد نگم،
یک. کاری به انگیزه ندارم، ولی این متن طوری نوشته شده بود، که وقتی افتادی توش، تا تهش میری... هرخطش، آدمو به خط بعدی میکشوند
دو. سرکار چشم چشم دوابرو گفتند درون اون آیات میشه ارتباط سالم روابط دونامحرم رو دید. جا داره بگم که مصداق اون آیات چیز دیگس... حضرت نهی کردند دختران رو ازینکه بدون مردی، از خونشون بیرون اومدن... بعد، الباقی ماجرا... که رجوع کنید به تفاسیر
سه. عیدتون مبارک

پاسخ:
+بله، خوندم تفسیرش رو... مصداق چیزِ دیگریست.
البته؛ "سرکار" نه، جنابِ چشم چشم دوابرو :)
سالی یه بار گذرتون بیفته به وب پست بزارین!

بعد چی اونم رمز دار! 

خب نمیشه اینارو تو جمع دوستانتون با همونا که رمزو دارن بحث کنید :|

اخه من الان چن روزه تو آمپاس شدیدم که اون تو چی نوشته :|

بدجوابمو ندینا ! یهو دیدین سرخورده شدم وبمو حذف کردم :|
پاسخ:
خب همه که رمز ندارن بحثا بره اونجا :)

چیز خاصی نیس اون پست
۲۵ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۳:۲۸ چشم چشم دو ابرو
این حرفا چیه بابا ؟؟؟

حلال کردن نمی‌خواد که ، دو حالت داره یا اشتباه تایپی بود یا هم اینکه فکر می‌کردید من سرکارم دیگه ( من خودم متوجه نشده بودم ، تو جوابِ علی دیدمش )... :)

هدف من از معرفی این آیات این بود که ببینیم حضرت موسی می‌تونه به دو تا دختر کمک کنه و در عین حالا تمام ذهنیتش کمک به خلقه، باز هم به خدای خودش بگه که خدا این کارم واسه چیز دیگه نبودا ...

این که خیلیامون راحت با نا محرم خیلی روابط ( نظیر اون چیزایی که علی تو متنش گفت) رو داریم اما چند بار با خدای خودمون خلوت میکنیم که فلان کارم واسه چی بود و نیتش چی بود و آیا خدا خوشش میاد از اون یا نه ؟؟؟

اگه کاری مثل حضرت موسی رو انجام بدیم به نظرتون دیگه دست به هر رابطه‌ای می‌زنیم ؟؟؟

اما کلا نگاه که می‌کنم میبینم می‌شد بیشتر توضیح بدمش ، پس عذر می‌خوام به خاطر کوتاهی خودم ...
پاسخ:
:)
الحمدلله ختم بخیر شد :)

بحث راه میندازینا جناب دکلمه!
پاسخ:
الحمدلله :)


استعدادشو دارم
گاهی باید چندین ساعت روی جند جمله وقت بذاری..
ممنون از وقتی که گذاشتین
پاسخ:
بله،
حس رو خوب انتقال دادید...
۲۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۰:۵۶ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
کلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی حرف دارم..
ولی میذارم توی پست خودم بگم...
عاقبتتون بخیر

پاسخ:
منم کلی حرف داشتم که جا نشد بگم11111 این سینه هم که پراز حرفای نزده

علی مدد
به نظر شخص شخیصم این پست دیگه کافیه.
یه پست زیبای دیگه لطفا... "گارسون :| " شرمنده اینش دیگه مزاحه!


منتظریم البته بدون رمز و رموز... 

پاسخ:
:)
شرمنده، گارسون الان داره سهراب میخونه :))
ایشالا بعد
آه سهراب قایقت جا دارد ؟! :|

کتاب خوندن چه شعر و چه داستان خوبه!عالیه چون دایره ی واژگانو میبره بالا...

ادبیات نوشتن رو هم عوض میکنه!

موفق باشید که کار بسی لذت بخشه!
پاسخ:
هاااا بلی... یحتمل باید  تأملی کرد:)

ممنون، شمام موفق باشید...
۲۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۳:۵۹ چشم چشم دو ابرو
باشه بابا ما فهمیدیم ...

تو سهراب می‌خونی ... !!!

:)
پاسخ:
اِ    !!!!! والاه فک نکنم کسی مونده باشه که ندونسته باشه سهراب میخونم!!
راستی، به روح اعتقاد داری؟
۲۷ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۰:۰۴ چشم چشم دو ابرو
تو وایبر بهت میگم ...

( شکلک خنده موذیانه )
پاسخ:
خوبه خودت میگی موذیانه
اینجارو کردین سمپوزیسیوم  آتئیسم ها1111
ولی در کل خوب بود
خدا توفیق بده بتونیم اینطوری که نوشتی بشیم
پاسخ:
:)
۲۷ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۵:۰۹ سیدمهدی نقیبی راد
دمت گرم عجب تیری زدی به وسط پیشونی بعضی آقا پسرهای مذهبی مغرور
پاسخ:
امر به معروف...
۲۷ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۵:۱۵ سیدمهدی نقیبی راد
حمیدسوریان با وجود مصدومیت شدید با اینکه محمد بنا بهترین مربی دنیا کنار تشک نبود با اینکه چه در داخل و چه در خارج بهشون ظلم کردن تا آخرین نفس با شجاعت و غیرت به وظیفه اش عمل کرد برخلاف بچه مذهبی های راحت طلب.
پاسخ:
خودمان را خالص کنیم برای خدا...



بسم الله


مهدی جان


پل صراط


چشمان توست


از چشمت که بیفتم


روزگارم جهنم می شود


اللهم عجل لولیک الفرج


دعوتید.



پاسخ:
یاعلی

انتقال زیبایی‌های دین به دیگران،
بزرگترین رسالت ما برای نجات بشریت است.

استاد علیرضا پناهیان

سلام
احسنت زیبا بود
خداوند خیرتان دهد

پاسخ:
سلام
ممنون

ارسال دیدگاه

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی