ب‍‌ع‍‌ض‍‌ی‍ از چ‍‌ی‍‌‍‌زه‍‌ا را، ف‍‌ق‍‌ط بای‍‌د دک‍‌ل‍‌م‍‌ه‍ ک‍‌رد...

ب‍‌ع‍‌ض‍‌ی‍  از چ‍‌ی‍‌‍‌زه‍‌ا را، ف‍‌ق‍‌ط بای‍‌د دک‍‌ل‍‌م‍‌ه‍ ک‍‌رد...

خدایا
ممنون از این سالهایی که بر من زندگی بخشیدی
تا خودم را به خودت ثابت کنم
با این که از اولش هم میدانستی
همین دکلمه
ناسپاسی را سرایش می کند.
می دانی
درکش برایم سنگین است
که چگونه من و تو، ما می شویم؟!!
که این بهترینِ برکت است.
و تو
همچنان که همچنان
منتظر بازگشت من به سوی ما!
و من
بی خیالِ بی خیال...!
انگار نه انگار
از کجا آمده ام
آمدنم بهرِ چه بود...
____________ ____________
وبلاگ می‌نویسم قربة إلی الله... ان شاءالله
____________ ____________


فهرست موضوعی
محبوب ترین ها
پربحث‌ترین ها
آخرین خاطرات
  • ۲۱ تیر ۹۵، ۰۱:۰۹ - وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
    :\ بدون شرح

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عاشورا» ثبت شده است

 گاهی تورا ازیک طریق، عاشق تقاضا می‎کنم

 گاهی صدا، گاهی دعا، گاهی تمنا می‎کنم...

 دوستان همه رفتند و من راهی ندارم، در دلم

 خود را میانِ عاشقان، زائر مهیا می‎کنم!

.

۷ دیدگاه موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ آذر ۹۲ ، ۱۱:۳۹
دکـ لـ مـ هـ

 مارا کافی بود    

 که با دوستان به شهر ثابت کردیم،

 ما اهل کوفه نیستیم

 ...

 غیرت داشتیم

 فقط حمایتِ مردم و مسئولین را نداشتیم...

۶ دیدگاه موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۲ ، ۱۲:۴۰
دکـ لـ مـ هـ

ای حسین(ع)،

تو عاشق بودی

عاشقِ عاشق

و روزِ عشق بازی تو با معشوقت

ثبت شده است

در تقویمِ دل

عاشورا...

.

۴ دیدگاه موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۲ ، ۱۱:۰۱
دکـ لـ مـ هـ

کاروان کربلا

ای ساربان، آهسته رو

این روزها، حسابی خشک می‎گذرد...

کاروان کربلا
کاروان کربلا
۳ دیدگاه موافقین ۲ مخالفین ۱ ۰۶ آبان ۹۲ ، ۱۶:۰۰
دکـ لـ مـ هـ

 این روزها،  

 روانشناسی رشد - با موضوع نوزاد، کنفراسی داشتم...

  باعث شد، از بعضی چیزهایی که قبلاها خوشم می‎آمد، دیگر خوشم نیاید

 مثلا ...

  نه، ولش!

.

۴ دیدگاه موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۵ آبان ۹۲ ، ۱۸:۵۲
دکـ لـ مـ هـ

 ابرها می‎بارد

 سینه به صدا می‎افتد

 خیابان دلش می‎گیرد

 تاکسی‎ها دربست می‎شود

 تاوانش را من می‎دهم...

 دهان که وا می‎کنم

 استاد کارتِ ویزتش را می‎دهد

 مهربانی گل می‎کند

 همکلاسی دندان می‎گیرد

 تاوانش را من می‎دهم...

 حرف از زیارت می‎شود

 مادر نگران می‎شود

 دل به لرزه می‎افتد

 حقوقمان کم می‎شود

 پاسپورتمان دیر می‎شود

 کاسه کوزه‎ها بهم می‎ریزد

 و تاوانش را من می‎دهم...

۲ دیدگاه موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مهر ۹۲ ، ۱۸:۱۵
دکـ لـ مـ هـ

 بعضی از چیزها، آدم را عاشقِ خودش می‎کند

 و بعضی چیز ها آدم را عاشقِ دیگری...

 بعضی از عشق‎ها عشق‎ست

 و بعضی عشق‎ها فقط حال و هوای عاشقی می‎دهند...

 اما من

 از عشق‎هایی خوشم می‎آید که درام هستند

 آن عشق‎هایی که مثلِ آبِ خشک از گلوی آدم پایین می‎رود

 و آدم آن را با پوست وگوشتش درک می‎کند...

 آن عشق‎هایی که اگر پایین نرود، دیگران را خفه

 و اگر پایین برود، دیگران را هم عاشق می‎کند...

 از آن عشق‎هایی که انسانیت را به رخ می‎کشد...

کالو

۱۱ دیدگاه موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۹۲ ، ۱۱:۴۴
دکـ لـ مـ هـ

لباس مشکی‎‌رو که تنم دید پرسید:

- خدا بد نده،چرا مشکی پوشیدی؟

- گفتم:عزای مادر

- گفت:چی؟مادرت؟

- گفتم:خدانکنه،منظورم حضرت زهراست...

و یادِ جمله‎ی توی زیارت‎عاشورا افتادم؛<بأبی أنتَ واُمی...>

۵ دیدگاه موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۸ فروردين ۹۲ ، ۱۰:۳۲
دکـ لـ مـ هـ