ب‍‌ع‍‌ض‍‌ی‍ از چ‍‌ی‍‌‍‌زه‍‌ا را، ف‍‌ق‍‌ط بای‍‌د دک‍‌ل‍‌م‍‌ه‍ ک‍‌رد...

ب‍‌ع‍‌ض‍‌ی‍  از چ‍‌ی‍‌‍‌زه‍‌ا را، ف‍‌ق‍‌ط بای‍‌د دک‍‌ل‍‌م‍‌ه‍ ک‍‌رد...

خدایا
ممنون از این سالهایی که بر من زندگی بخشیدی
تا خودم را به خودت ثابت کنم
با این که از اولش هم میدانستی
همین دکلمه
ناسپاسی را سرایش می کند.
می دانی
درکش برایم سنگین است
که چگونه من و تو، ما می شویم؟!!
که این بهترینِ برکت است.
و تو
همچنان که همچنان
منتظر بازگشت من به سوی ما!
و من
بی خیالِ بی خیال...!
انگار نه انگار
از کجا آمده ام
آمدنم بهرِ چه بود...
____________ ____________
وبلاگ می‌نویسم قربة إلی الله... ان شاءالله
____________ ____________


فهرست موضوعی
محبوب ترین ها
پربحث‌ترین ها
آخرین خاطرات
  • ۲۱ تیر ۹۵، ۰۱:۰۹ - وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
    :\ بدون شرح

شیرین شکن

چهارشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۱:۵۵ ق.ظ

 .

 زندگی با تو عجیب شیرین‎ست

 که به فرهادِ تو دادم شکنش

.

 یک نظر بس که نظر تنگ کنی

 ای زلیخا، برسان پیراهنش

.

 دست چون دامن یوسف نرسید

 این مرا خوش، که رسد بوی تنش

.

.

.

پی‎نوشت:

   کوهی‎ست بر دلِ فرهاد زدم                  خسرو از ترس، بپوشد کفنش

دیدگاه  (۱۰)

۳۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۳:۰۵ سیدمهدی نقیبی راد
قلم و نوشته اش عالی ولی تو تصویر اون ستاره  پنج پر محض قشنگیه!!!!؟
پاسخ:
نگاهت به تصویر اعتقادی نباشه...
+ ستاره پنج پر، برخلاف ستاره داوود، نماد فراماسونری نیست!
+ الان بخوایم یه ستاره بکشیم، باس چیکار کنیم!!!!!؟
در جواب کامنت بالایی:

ما از بچگی ستاره رو این شکلی میکشیدیم. حالا پنج نه شیش پر... میدونم منظورتون نشانه های ماسون و شیطان پرستیه . خب ستاره رو چجوری باید کشید؟!

من اون بیت اخرشو خیلی دوست دارم :)
ماندگارباشید.


پاسخ:
یادمه یه مدت میگفتن ساختمون مجلس رو باس تخریب کنیم!!!!

من هم...
۳۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۶:۴۵ سیدمهدی نقیبی راد
منکر حرف شما نیستم کاملا درست میفرمایید نمی شود بجای ستاره پنج پر یک گلابی نقاشی کرد اما باید مراقب بود در دنیای امروز سواستفاده ای صورت نگیرد کاری نکنیم دشمن شاد شود
پاسخ:
الان من به اونِ کلاغِ توی ماه مشکوکم! سیاهی در سفیدی! یعنی تعادل! این دوگانگی نیست مردم؟؟؟!!!!
۳۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۷:۲۸ بانوی اردیبهشت
در مورد تصویر،
هر کاری کردم نتونستم سوء برداشت کنم!!!!    :)
پاسخ:
بستگی به نوعِ نگاهتون داره...
۳۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۷:۳۴ بانوی اردیبهشت
درمورد شعرتون،  دست مریزاد

سر آخر

خسرو از ترس، چه کرد انجمنش؟؟؟!
پاسخ:
انجمنشو نمیدونم، در کل سزای فرهاد کش چی میتونه باشه؟

سر زیادیست به روی بدنش...!
۳۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۷:۳۷ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!

نمی خواهم خدایم بیکران باشد
نمی خواهم عظیم و قادر و رحمان
نمی خواهم که باشد این چنین آخر
خدا را لمس باید کرد.

نگو کفر است
خدا را می توان در باوری جا داد
که در احساس و ایمان غوطه ور باشد
خدا را می توان بوئید
و این احساس شیرینی است
...

پاسخ:
جالب انگیزناک بود...
با عرض سلام خدمت حضرتعالی
جالب بود
با مطلبی تحت عنوان "رونمایی از یک هنرمند ارزشی دیگر"
دعوتید
پاسخ:
سلام
ستاره رو بردار جاش گلابی بزار هم خیال اون راحت بشه هم بی خودی کش پیدا نکنه
پاسخ:
بهش فکر میکنم :)
۰۱ خرداد ۹۳ ، ۰۴:۵۳ سیدمهدی نقیبی راد
بی خودی بهش فکر نکن من قبولت دارم ستاره بزاری چشم بزاری هرم بزاری صلیب بزاری هرچی بزاری چون همینطوریه پس قبولت دارم
پاسخ:
ایشالاه اینایی که گفتیو در پستای بعدی جبران کنیم :)
سلام
شعر از کیه؟
پاسخ:
سلام،
از دکلمه

ارسال دیدگاه

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی