ب‍‌ع‍‌ض‍‌ی‍ از چ‍‌ی‍‌‍‌زه‍‌ا را، ف‍‌ق‍‌ط بای‍‌د دک‍‌ل‍‌م‍‌ه‍ ک‍‌رد...

ب‍‌ع‍‌ض‍‌ی‍  از چ‍‌ی‍‌‍‌زه‍‌ا را، ف‍‌ق‍‌ط بای‍‌د دک‍‌ل‍‌م‍‌ه‍ ک‍‌رد...

خدایا
ممنون از این سالهایی که بر من زندگی بخشیدی
تا خودم را به خودت ثابت کنم
با این که از اولش هم میدانستی
همین دکلمه
ناسپاسی را سرایش می کند.
می دانی
درکش برایم سنگین است
که چگونه من و تو، ما می شویم؟!!
که این بهترینِ برکت است.
و تو
همچنان که همچنان
منتظر بازگشت من به سوی ما!
و من
بی خیالِ بی خیال...!
انگار نه انگار
از کجا آمده ام
آمدنم بهرِ چه بود...
____________ ____________
وبلاگ می‌نویسم قربة إلی الله... ان شاءالله
____________ ____________


فهرست موضوعی
محبوب ترین ها
پربحث‌ترین ها
آخرین خاطرات
  • ۲۱ تیر ۹۵، ۰۱:۰۹ - وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
    :\ بدون شرح

حالِ همه‌ی ما خوب است... اما،

يكشنبه, ۵ مهر ۱۳۹۴، ۱۱:۲۶ ق.ظ

اینکه می‌گویند فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، درصد افسردگی را در انسان افزایش می‌دهد، چیزِ قابلِ تأملی‌ست!

چه تعداد از افراد در وبلاگ‌هاشان از مشکلاتشان می‌نویسند؟!

چند نفر در فیس‌بوک از گرفتاری‌هاشان می‌گویند؟

چه کسی در اینستاگرام پست می‌گذارد: من و بالاوپایین کردن پله‌های بیمارستان... ساعت دوازده شب، همین الان یهویی؟!

.

دایما در این شبکه با زندگی و سبک زندگی افراد برخورد می‌کنیم. آنچه که می‌بینیم غالبا از زندگی و گذرِ لحظه‌های خوب و شاد و قشنگِ افراد است. یا نهایتش اگر زندگی‌ای پراز خوش‌خوشان نیست، لااقل پراز نشیب هم نیست!

هر چه که هست بیانِ توانمندی‌هاست نه ناتوانی‌ها

بیانِ دارایی‌هاست نه نداشته‌ها

بیانِ دانایی‌هاست نه ندانسته‌ها...

هرچه‌ می‌بینیم این روی سکه هست. با باز کردن صفحات دیگران و دیدن صحنه‌های زیبا و مطالب خوب، به خوبی های زندگی آن‌ها فکر می‌کنیم و با دشواری‌های زندگی خود مقایسه می‌کنیم!

و این می‌شود: همه شادند و خوشحال...چون هیچ مشکلی ندارند!

مغزمان پر می‌شود از این تصاویر. تصاویری که فرق دارد با واقعیت! و فکرِ عاجزِ ما آرشیو می‌کند برای قیاس کردن! قیاس کردنِ زندگی‌مان با زندگی‌شان!

و چه ناتوان است این سبکِ زندگیِ حقیقیِ ما در مواجهه با سبکِ زندگیِ بدون مشکلاتِ دیگران!

حتی اگر باور داشته باشیم که این‌ها هم انسانند و انسان است و مشکلاتش...باز ناخودآگاهِ ما به دنبالِ همینگونه قیاس است!

عجیب نیست که در درون تکرار شود: چرا فقط من؟ چرا این گرافتاری‌ها فقط برای من؟   "فقط"

.

نمی‌دانم چقدر این حرف‌ها مهم است... اما هرچه که هست، تلخ‌ست! اینکه شیوعِ افسردگی در جامعه اینقدر گسترش دارد! اینکه آمارها از تاثیرات این اینترنت بر این افسردگی می‌گویند.

و ما هنوز در دادن همین آگاهی‌ها هم به دیگران...کم کاریم!

::::::

یکی از رفقا که توی زندگیش داره با انواع ناملایمتی‌ها دست و پنجه نرم می‌کنه، یه مثال خوبیه. وقتی یه ناشناس مراجعه کنه به صفحه‌ی اینستاگرامش... مغزش چه چیزی رو ثبت می‌کنه؟! جز گردش و مهمونی و گشت وگذار؟ بزرگترین درد این مرد هم به روایت اینستاگرام... دردِ عاشقیه و اشعارِ تنهایی! فراق معشوقی که هنوز ندیدتش! چه کسی می‌دونه فلانی چطور با پدرِ معتادش زندگی‌ش رو می‌گذرونه؟ در هفته چندبار دیالیز میره؟ بعضی وقتا شبش رو کجا روز می‌کنه؟!

نمی‌گم بیایم توی وبلاگ و شبکه‌های اجتماعی و... فقط از مشکلات و گرفتاری‌ها بگیم... این هم درست نیست! اما این رو باور کنیم و به باورِ دیگران  برسونیم که انسان است و مشکلاتش...

اینکه؛

حالِ همه‌ی ما همیشه خوب است...اما، تو باور نکن...

:::::::::::::::::::::::::::::::::

پی‌نوشت:

و به کوتاهیِ آن لحظه‌ی شادی که گذشت... غصه هم خواهد رفت...

ان‌شاءالله همیشه شاد باشید :)

دیدگاه  (۶)

۰۵ مهر ۹۴ ، ۱۲:۲۶ دکـ لـ مـ هـ
نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند
به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز
تو به آیینه،نه! آیینه به تو خیره شده ست
تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید
و اگر بغض کنی
آه از آیینه دنیا که چه ها خواهد کرد
گنجه دیروزت، پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف!
بسته های فردا همه ای کاش ای کاش!
ظرف این لحظه ولیکن خالی ست
ساحت سینه پذیرای چه کس خواهد بود
غم که از راه رسید در این سینه بر او باز مکن
تا خدا یک رگ گردن باقی ست
تا خدا مانده به غم وعده این خانه مده

*کیوان شاهبداغی

۰۵ مهر ۹۴ ، ۱۲:۵۸ ܓ✿اناربانو ܓ✿
خیلی جالبه! خیلی... من وقتی دیدم مطالب وبلاگم داره دغدغه ها و مشکلاتم رو منتشر میکنه تعطیلش کردم. فقط واسه اینکه کسی که میاد وبم افسرده نشه و خسته نشه از خوندن وبم و دست اخرم نگه تو افسرده ای ونیاز به روانشناس و مشاوره داری... 

+هرچند مطلب شما هم واقعا عالی و بجا بود. در واقع میشه به هردو یک جورهایی انتقاد کرد.
اما هیچ آدمی به طور صد در صد آرامش نداره و بدون مشکل نیست.ابعاد مشکلات فرق میکنه فقط.یکی مالی،یکی جسمی،یکی روحی و ...

پاسخ:
عده‌ای تعداد مشکلاتشون بیشتره و عده‌ای دیگه تنوع مشکلاتش...
ظرفیت هارو باهاس افزایش داد/
در این مورد که مرغ همسایه غاز نیس، باید به باورها رسوند!
تشکر از نظرتون

زندگی‌تان سرشار از آرامش/یاعلی
۱۰ مهر ۹۴ ، ۱۵:۰۹ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!

بنی آدم اعضای یکدیگرند

همه یک به یک نوکر حــیـــدرند

چو عضوی به درد آورد روزگار

مدد گیرد از صاحب ذوالـــفـــقـــآر

تو کز محنت این جهان در غمی

چو خواهی رهایی بگو یـــآعـــلــــی ...

میشه به دیگران کمک کرد که باور اشتباه شون رو عوض کنن ولی ضمیر ناخود آگاه رو نه...فردی که درگیر این مشکل هست باید یاد بگیره که شرایطش رو با فردی که نمیشناسدش مقایسه نکنه,در کل این موضوع برای افراد سطحی نگر مطرحه به نظرم,البته ,, شبکه های اجتماعی بدی های زیادی دارن,ولی این موضوع فکر نکنم زیاد فراگیر باشه...
پاسخ:
باید شناخت رو ایجاد کرد... برای افرادی در جهت پیشگیری و برای افرادی در جهتِ درمان. حالا اینکه فراگیر هست یا نه رو... خوبه خودتم میگی ضمیر ناخودآگاه! بی تاثیر نیست برا افراد
۲۵ مهر ۹۴ ، ۰۰:۲۱ morteza salimi moghadam
در نتیجه باید حواسمون باشه که حواسمون به دیگران نباشه تو این صفحات:)
پاسخ:
یس! :)
سلام علیکم
قلم بسیار زیبایی دارید
اگه متن خودتان هست می توانید با ارسال متننتان به gilanf@nahad.ir یا با مراجعه به نهاد پردیستان، متن زیبای خود را با نام خود یا ناشناس در پایگاه اطلاع رسانی بچه های مسجد دانشگاه فرهنگیان گیلان قسمت قلم دانشجو معلم منتشر کنید.

پاسخ:
سلام
شما لطف دارید. والا هرچیزی که توی این وب میخونید، زاده‌ی خیالِ خیال‌انگیز دکلمه هست... هر کدوم از متون رو اگه دیدید به درد میخوره، راحت باشید و انتشار بدید. خوشحال هم میشیم :)
اسم نویسنده هم که مشخصه :) دکلمه

خداقوت/یاعلی

ارسال دیدگاه

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی