ب‍‌ع‍‌ض‍‌ی‍ از چ‍‌ی‍‌‍‌زه‍‌ا را، ف‍‌ق‍‌ط بای‍‌د دک‍‌ل‍‌م‍‌ه‍ ک‍‌رد...

ب‍‌ع‍‌ض‍‌ی‍  از چ‍‌ی‍‌‍‌زه‍‌ا را، ف‍‌ق‍‌ط بای‍‌د دک‍‌ل‍‌م‍‌ه‍ ک‍‌رد...

خدایا
ممنون از این سالهایی که بر من زندگی بخشیدی
تا خودم را به خودت ثابت کنم
با این که از اولش هم میدانستی
همین دکلمه
ناسپاسی را سرایش می کند.
می دانی
درکش برایم سنگین است
که چگونه من و تو، ما می شویم؟!!
که این بهترینِ برکت است.
و تو
همچنان که همچنان
منتظر بازگشت من به سوی ما!
و من
بی خیالِ بی خیال...!
انگار نه انگار
از کجا آمده ام
آمدنم بهرِ چه بود...
____________ ____________
وبلاگ می‌نویسم قربة إلی الله... ان شاءالله
____________ ____________


فهرست موضوعی
محبوب ترین ها
پربحث‌ترین ها
آخرین خاطرات
  • ۲۱ تیر ۹۵، ۰۱:۰۹ - وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
    :\ بدون شرح

همه‎چیز از تاوان شروع شد!

دوشنبه, ۸ مهر ۱۳۹۲، ۰۶:۱۵ ب.ظ

 ابرها می‎بارد

 سینه به صدا می‎افتد

 خیابان دلش می‎گیرد

 تاکسی‎ها دربست می‎شود

 تاوانش را من می‎دهم...

 دهان که وا می‎کنم

 استاد کارتِ ویزتش را می‎دهد

 مهربانی گل می‎کند

 همکلاسی دندان می‎گیرد

 تاوانش را من می‎دهم...

 حرف از زیارت می‎شود

 مادر نگران می‎شود

 دل به لرزه می‎افتد

 حقوقمان کم می‎شود

 پاسپورتمان دیر می‎شود

 کاسه کوزه‎ها بهم می‎ریزد

 و تاوانش را من می‎دهم...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۷/۰۸

دیدگاه  (۲)

دندان؟
پاسپورت؟
پاسخ:
بیخیال
پاسپورت من یک هفته ای اومد
تاوانش رو تو می‌دهی
پاسخ:
هتو اَمی سر فرسه خشکی گیره!

ارسال دیدگاه

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی