ب‍‌ع‍‌ض‍‌ی‍ از چ‍‌ی‍‌‍‌زه‍‌ا را، ف‍‌ق‍‌ط بای‍‌د دک‍‌ل‍‌م‍‌ه‍ ک‍‌رد...

ب‍‌ع‍‌ض‍‌ی‍  از چ‍‌ی‍‌‍‌زه‍‌ا را، ف‍‌ق‍‌ط بای‍‌د دک‍‌ل‍‌م‍‌ه‍ ک‍‌رد...

خدایا
ممنون از این سالهایی که بر من زندگی بخشیدی
تا خودم را به خودت ثابت کنم
با این که از اولش هم میدانستی
همین دکلمه
ناسپاسی را سرایش می کند.
می دانی
درکش برایم سنگین است
که چگونه من و تو، ما می شویم؟!!
که این بهترینِ برکت است.
و تو
همچنان که همچنان
منتظر بازگشت من به سوی ما!
و من
بی خیالِ بی خیال...!
انگار نه انگار
از کجا آمده ام
آمدنم بهرِ چه بود...
____________ ____________
وبلاگ می‌نویسم قربة إلی الله... ان شاءالله
____________ ____________


فهرست موضوعی
محبوب ترین ها
پربحث‌ترین ها
آخرین خاطرات
  • ۲۱ تیر ۹۵، ۰۱:۰۹ - وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
    :\ بدون شرح

اردیبهشتمین روز از اردیبهشت ماه

چهارشنبه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۸:۰۸ ب.ظ

.

.

یک اردیبهشت، هم می‎تواند آغازِ یک ماهِ جدید باشد* ... هم آغازِیک فصلِ جدیدتر*

بعید هم نیست از او... اردیبهشت است دیگر...

.

 اردیبهشت

 ای من

 برای تو...

 و تو

 برای من

 ماهِ عاشقان...

:::

.

* سهراب همه‎اش آغاز است... اول اردیبهشت، سالروز وداع  با سهراب

*دوم اردیبهشت سالروزِ شروع با قیصر

 

 پی‎نوشت:

+ سهراب، شاعرِ صورِ خیال‎هایِ من است... اینکه گهگاهی در زندگیِ شاعرانه‎هایم، از خودم به من نزدیک‎تر...

+ اردیبهشتِ من ماجراها آورده است... اینکه می‎گویند بهار فصلِ عاشقان است، یحتمل درصدِ قابلِ توجی از آن منوط به اردیبهشت می‎باشد!

+ قیصر را دوست دارم... سهراب را بیشتر...

+ باتوجه به نزدیک بودنِ افتتحاح نمایشگاه کتاب، کتابِ هنوز در سفرم را برای آنهایی که به سهراب ارادتِ ویژه‎ای دارند، پیشنهاد می‎کنم.

+ شاعرانه زندگی کردنم آرزوست...

+تاحال به نوعِ چیدنِ برچسب‎های پست‎هایم دقت نکرده بودم! ممنون از برادرم :)

+     به سراغ من اگر می آیید

.
                                 نرم و آهسته بیایید


       مبادا که ترک بردارد


                               چینی نازک تنهایی من ...

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۳/۰۲/۰۳

دیدگاه  (۱۴)

سلام
ممنون از کتاب پیشنهادیت
راستی مگه هنوز تنهایی؟؟؟؟؟
پاسخ:
سلام...
تا منظور از تنهایی چی باشه!!!
این پست منو یاد داستان کوتاهِ وسوسه های اردیبهشت انداخت ...

به سراغ من اگر می آیید ...ای افکــــــار مزاحم ... اندکی اهسته تر...

و شاید هرگز...

مبادا که به قول سهراب ...

تَرَکی بنشیند رویِ احساس لطیف و دلِ من :(

چی گفتم اصن:(
پاسخ:
منظورتون مجموعه داستانی بود که از علی قانع چاپیده شد؟

به سراغ من اگر می‌آیید
کفش‌ تنتاک را فراموش نکنید

کاملا مفهومی :)
دوسال پیش خوندم.اسم نویسندش یادم نیس

مردِ زنشو با چاقو ..... اه حیف اسم اردیبهشت:(

یادمم نمیره اصن
پاسخ:
کنجکاو شدم به خوندش... انگار جناییه1111111
۰۴ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۱:۲۶ بانوی اردیبهشت
ما از مخاطبای پروپا قرصِ متنای شماییم... اما با نظر گذاشتن خیلی ارادت نداریم!!!!! 
ایندفعه که حرف از اردیبهشت شد، نتونستم چیزی نگم :)
زیبا و جالب احساستون رو بیان کردید... در متنتون اردیبهشت طوری به نظر اومد، که جدای از یک ماه هستش...
این هم بگم که تو انتخابِ نام پستتون: "اردیبهشتمین روز از اردیبهشت ماه" کاملا زیرکانه عمل کردید.. کاش به مخاطبین یه توضیح مختصر میدادید!
اردیبهشت کلا ماه خاص و عجیبیه...!
علی مدد

پاسخ:
ممنون
دقیقا من هم به همین دلیل این پست رو سوم اردیبهشت گذاشتم... اردیبهشتِ اردیبهشت
۰۴ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۱:۲۸ بانوی اردیبهشت

 اردیبهشت

 ای من

 برای تو...

 و تو

 برای من

 ماهِ عاشقان...

بله...

فقط باخوندن داستان میتونید دلیل انتخاب اسم رو متوجه بشید...

 

اخه خیلی حیفه! داستان با تصویری زیبا از بهار آغاز میشه و مدام شکوفه ها و هوا رو

به رخ ادم میکشه...

 

شما درست گفتید:از علی قانع هست.

ایناشو چه زیبا گفته:

کسی هم که حرفی نزند،حتی به تقویم و تاریخ روزنامه هم که نگاهی نیندازم،اردیبهشت را باتمام وجو حس میکنم....

 

 

 

پاسخ:
بله...
گویند حلوای تنتنانی... تا نخوری ندانی...
انشاالله هروقت کوله بارِ رمانهایی که زیر تختم تلنبار کردم رو تموم کردم، سراغ این کتاب هم برم:))
+ زیبا و شاعرانه وصف کردند

زیبا و یکم عجیب!! برای این همه جملات کوتاه و زیبا!
میگم بعضی ها رو خداوند چقدر بهشون لطف داره! که تقدیرشون رو واضح و روشن رو پیشونیشون مینویسه! 2 اردیبهشت روز تولد یکی از اقوامم بود که پاسدار بود و همونطور که میدونین روز تاسیس سپاه پاسدااران هم هست! 12 اردیبهشت هم که روز تولد تویه و روز معلم که برازنده تویه! قبول ندارم که شانسیه و اتفاقی! هیچ چیزی در این دنیا شانسی نیست! همش حکمته..
و اما بسیار قبول دارم که اردیبهشتی ها خاص هستن!! یکیش تو11111
پاسخ:
ممنون داداش...
آره، هیچ چیز تو این دنیا تصادفی نیست... خراب اون لحظاتی هستم که گذشت زمان پرده از حکمت خدا بر میداره...
اردیبهشتی ها، عجیب، عجبین... عجیب 1111
بازهم ممنون
۰۴ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۷:۱۵ عرفان اقوامی
بسم الله الرحمن الرحیم
با مطالب زیبا و جالبی از اهل بیت و اسلام و ..... به روزم 
اگر نبینی پشیمون میشیا!
نظر یادت نره .
:)
اگر مایلید تبادل لینک کنیم در بخش نظرات وبلاگ عنوان نمایید.
با آرزوی موفقیت بسیار
یا علی (ع)
۰۴ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۷:۲۲ چشم چشم دو ابرو
جز قالب غزل قالبی شعر نمی‌شود ...
بدون ردیف و قافیه خواننده سحر نمی‌شود ...

هیچ ماهی هم ماه مهر نمی‌شود ...

(شعرشو که بسرایم تقدیم می‌کنم )

عاشقانه ترین فصل پائیز و عاشقانه ترین و مهربانانه ترین ماه مهر ...

با احترام به تمام اردیبهشتی های به قول شما عجیب ...
اردیبهست ماهیا عجیبن ؟ بابا چه تحویلی !

@چشم چشم دوابرو... شدیا موافقم ..بسرایید و ما را افسردگیِ این ماه در ارید...

انصافا چرا پاییز بااون همه دلگیری باید اولین ماهش اسمش مهر باشه :(
به نظر من اردیبهشت اوجِ بهارِ :)

بهار تو این ماه نهایت زیباییاشو به تصویر میکشه...

به قول اقای دکلمه:

بهار فقط، فصل عاشقیه... 

پاییز یه جورایی افسردگی میاره... یاد مرگ... :( 

چه ناامید گفتم من!
عاغا من از پاییز خوشم نمیاد خب!
پاسخ:
پاییز هم سبک خودشو داره... شاعرانس!  رنگشم قشنگه... با اون بارونهای مخصوصش... مطمئنا اگه با این دید بنگرید کمی از افسردگیه پاییز براتون کاسته میشه
۰۴ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۳:۵۹ باران نم نم...
طعم اردیبهشت را تنها یک اردیبهشتی می داند و بس!!!
پاسخ:
طعم دلپذیریست...
شاید اینطور بشه!

اما خب پاییز منو یاد روزهای رفتن به مدرسه اونم اجباری میندازه
۰۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۶:۵۴ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
منم اردیبهشت و خرداد رو خعیلییییییییی دوستدارم .... 

ارسال دیدگاه

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی